عوارضی

نماز ، عوارضیِ آخرت به بهشت...

نماز ، عوارضیِ آخرت به بهشت...

عوارضی

رسول اکرم(ص):
الَّصلَوُةِمیَزان؛َمنَوَفی اْسَتْوَفی/ (من لایحضره الفقیه ٬ ج٬ 1 ص 2 ؛ مستدرک الوسائل ج٬3 ص 14 و ج٬ 1 ص 172)

حجت الاسلام و المسلمین جاودان:"دراین روایت آمده که نماز ترازو است و هرکس ترازو را آن قدر که باید پر کند٬ چرا که نماز میزان و معیار سنجش دیگر اعمال ماست."
پس اگر نماز را به همراه نداشته باشیم آیا می توانیم از عوارضی آخرت به بهشت عبور کنیم؟

برسیم به قرار دیدار...

۸ مطلب با موضوع «خاطره ها و نوشته های خودمونی» ثبت شده است

اذان که می گویند از اقصی نقاط دانشگاه به سمت مسجد می آیند. در طول روز کسانی را که ندیده ای در مسجد می بینی و چند دقیقه ای خوش و بش می کنی و چه چیز از این بهتر که به برکت نماز دوستان مومنت را ببینی؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۲۲
محمدحسن شهبازی

احتمالا درد خیلی ها باشد. این که گاهی به مسجد که می روی می بینی که میانگین سنی نمازگزارن کمی بالاست. یعنی کمتر قشر جوان و نوجوان دیده می شود. در صورتی که نگین صفوف جماعت همین جوانان هستند و انصافا دیدن قشر کم سن و سال تر حس خوبی به آدم می دهد. چه اشکالی دارد محل تجمع جوانان مسجد باشد؟ مثلا قرارهایشان در مسجد باشد و بخشی از وقتشان در محیط و مجموعه مساجد بگذرانند؟ چه کار می توان کرد که مساجد به گزینه جذاب جوانان تبدیل شود؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۱۴
محمدحسن شهبازی

دبیرستانی بودم و یک معلم داشتیم به نام آقای مختاریان. آدم باسواد و خیلی منطقی ای بود و کلا نسبت به زندگی دید جالبی داشت. در مواردی هم هنگام تدریس کلماتی را که دیگر جزوی از زندگی شده اند و به آن ها توجهی نمی شود را می شکافت و بررسی می کرد. یکی از آن ها هم "نماز" بود. می گفت نماز ، نه+ماز است. یعنی ماز نیست(ماز همان مارپیچ خودمان است). مسیر مستقیم...

این هنوز از آن موقع در ذهنم مانده...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۰۹
محمدحسن شهبازی

همین امشب بود که در همایشی در یکی از دانشگاه ها شرکت کرده بودم. متاسفانه در برنامه این همایش به ساعت اذان و نماز توجه نشده بود و متاسفانه تر این که ما هم برای خروج از سالن و ادای نماز سستی کردیم. (خدا از سر تقصیراتمان بگذرد). همایش تمام شد و به منزل برگشتم. مثل بقیه شب ها سریع آماده شام خانوادگی شدیم و بعد هم رفتم سر کارم. 11 و خرده ای بود. داشتم یکی از خاطرات شهدا را تایپ می کردم. دقیق یادم نمی آید اما به کلیدواژه نماز اول وقت یا نماز قضا برخوردم که یکهو دو هزاری ام افتاد که نماز مغرب و عشاء را نخوانده ام. گوشی را نگاه کردم و دیدم کم وقت مانده به نیمه شب شرعی. سریع رفتم و وضو گرفتم و بحمدالله نماز ها را خواندم. شاید برکت همین صرفا تایپ کردن خاطرات بنده را از این خطای بزرگ نجات داد. یک بار دیگر دست شهدا در زندگی به چشم آمد که چگونه زنده اند و ناظر بر این جهان و وقایع آن. خدارا صد هزار مرتبه شکر که علیرغم خبط و خطاهای ما هنوز هم نعمت شهدا و توجهشان را از دست نداده ایم...

الحمدلله

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۳۰
محمدحسن شهبازی

نمودار نمایی را که یادتان هست؟
اگر نیست هم عیبی ندارد. فقط این را مدنظر داشته باشید که یک عدد بزرگتر از یک به توان n که برسد ، با افزایش n بیشتر و بیشتر افزایش می یابد و مکررا هم میزان افزایشش بیشتر می شود.
حالا این را می گذاریم گوشه ذهنمان و می رویم سر زمان نماز. احتمالا شما هم توصیه های زیادی مبنی بر خواندن نماز در اول وقت شنیده اید. جدای از تمام برکات معنوی ای که دارد ، بین خودمان باشد، هر چه زودتر بخوانیم راحت تر است. یعنی وقتی همان اول ها که اذان می گویند یک یاعلی(ع) بگوییم و نماز را بخوانیم خیلی شیرین تر است تا این که هی لفتش بدهیم و هی لفتش بدهیم تا صدای زنگ خطر نیمه شب شرعی به گوش برسد و از سر عجله یک نماز تحویل خدا بدهیم. فکر می کنم همه و یا قریب به اتفاق این قانون نانوشته را تجربه کرده ایم.
و به این نتیجه می رسیم که سختی ناشی از سستی در برابر نماز یک نمودار نمایی است. هر چه بیشتر از اذان فاصله بگیری سخت تر است. درست مثل شکل زیر:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۵۵
محمدحسن شهبازی

بد هم نیست بدانیم نماز در سایر زبان ها چه نامیده می شود:
فارسی : نماز

عربی: صلاة

English: prayer

ُSpanish: oración

Chinese: 祈祷

French: prière

German: Gebet

Hindi: प्रार्थना

Italian: preghiera

Japanese: 祈り

Russian: молитва

Turkish: dua

اردو: نماز




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۳ ، ۱۳:۱۸
محمدحسن شهبازی
از عالم غیب بی خبرم اما بد نیست این خاطره را بشنوید. با یکی از دوستان قرار بود برویم فوتسال. مثلا ساعت 6 شروع می شد و 5:45 هم اذان بود. قرار گذاشتیم نماز را فرادی بخوانیم و زودتر راه بیفتیم که به فوتسال برسیم. نماز را خواندیم و راه افتادیم. سوار ماشین شدیم و دانشکده را دور زدیم تا بیفتیم توی خیابان دکتر شریعتی. چشمتان روز بد نبیند با چنان ترافیکی روبرو شدیم که انگار تمامی ماشین های شهر الان از این مسیر می خواهند رد بشوند. در راه سعی می کردیم سکوت کنیم و به این مساله فکر نکنیم :) اما به حدی این ترافیک عجیب بود که هی خود را سرزنش می کردیم " که چرا پیاده این مسیر کوتاه را نیامدیم؟" در همین گفتگو ها بود که رفیقم از یکی از اساتید اخلاق نقل قول کرد با این مضمون که: "اگر برای کار دنیا نماز جماعت را ترک کنی ، به آن کارت نمی رسی".
خدا می داند که آن شب به چه دلیلی ما خیلی دیر به فوتسال رسیدیم...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۳ ، ۱۲:۴۷
محمدحسن شهبازی

این خاطره و تصویر مربوط به یکی از دوستان است ولی برای شخص خوده بنده دیدن این مدل صحنه ها اتفاق افتاده.

بازی والیبال ایران-برزیل بود. دقیق یادم نیست این بازی چه شرایطی داشت و چند شد، اما آن روزها تیم ملی فوق العاده ظاهر می شد. قدرت های والیبال جهان را شکست داده بود و دیگر تبدیل به رقیب خطرناک تیم های رده اولی جهان شده بود. شرایط استادیوم هم فوق العاده بود و سر و صدایی به پا بود که اگر برای خوشحالی نبود آدم را دیوانه می کرد.
در همین شلوغی ها اما عده ای حواسشان به اذان و ساعت نماز بود. با سختی از لای جمعیت خیلی شلوغ نشسته بر روی سکوها و حتی پله ها راه را به سمت سرویس های بهداشتی پیدا کردند و وضو گرفتند و به دنبال جایی برای نماز. هر چند هنوز بعد این همه سال ساخته شدن استادیوم مکان مناسبی برای اقامه نماز ساخته نشده اما این بهانه ای نبود برای آن دسته که اراده اقامه نماز را کرده بودند. عده ای زیر مکان کوچکی برای نماز جمع شده بودند و عده ای دیگر هم با پیدا کردن کارتونی و قبله نماهای گوشی شان نماز را خواندند نگذاشتند بیفتد برای بعد بازی و لحظات خستگی بعد از رسیدن به منزل.
این صحنه ها واقعا دلگرمی است...
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۳ ، ۱۱:۳۳
محمدحسن شهبازی